یکی دیگر از سؤالاتی که بارها از من پرسیدهاند درباره دلیل و منطق باور محکم و سرسختم به پیرم است. دیگران، خواه مخالف سفت و سخت تصوف باشند و خواه مردمی معمولی و کنجکاو، معمولاً از میزان دلبستگی و باور درویشان به جایگاه ممتاز و خاص و برتر و بیرقیب پیرشان متعجب و یا حتی عصبی میشوند. آنها میپرسند به چه منطقی این همه صفات «ترین» و آکنده از اغراق و توصیفات باورنکردنی درباره پیرتان به کار میبرید؟ آنها میگویند با چه منطق و بر چه اساس او را بزرگترین مرشد زمان و والاترین پیر همه دورانها میدانید. بعد هم سعی میکنند با لحنی آرامتر و آمیخته به همدلی، اما لبریز از شگفتی و کنجکاوی بپرسند: «آیا واقعاً خودت، راست و حسینی، این حرفهایی را که راجع به پیرتان میزنی، قبول داری؟» ادامه مطلب ...
آیا تصوف ارثی است؟
خیر. ورود به تصوف و صوفی شدن در اصل یک اقدام و اتفاق فردی است که باید با تصمیم و انتخاب هر کس صورت بگیرد. از مرحله و یا اتفاق پیوستن یک نفر به تصوف با نامهایی مثل بیعت، تشرف، جوز شکستن، سر سپردن، کمر بستن و ... یاد میکنند که چیزی شبیه یک قرارداد قلبی و اخلاقی میان فرد و پیر یا مرشدی که انتخاب کرده میباشد. ادامه مطلب ...
میل به «تجرید»، آنگاه که خدا تو را به «اسباب» بر گماشته است، از کامبارگیِ پنهان است؛ و میل به «اسباب»، آنگاه که خدا تو را به «تجرید» بر گماشته است، فرو افتادن از همّتِ بلند است. (ابن عطاء الله اسکندری – م. 709 هـ. ق.)
توضیح:
مراد از «اسباب» در اینجا، آن چیزی است که وسیلۀ رسیدن به هدفی در دنیا باشد. «تجرید» هم عبارت از نپرداختن به چنان وسیلهای به قصد چنان هدفی است. ادامه مطلب ...
آنچه پس از این مقدمه خواهید دید، گزارش آزادیست از یادداشتی که شیخ نجمالدین کبری، که گفتهاند در حملۀ مغول به خوارزم شهید شد، در اوایل سدۀ هفتم یا اواخر سدۀ ششم هجری، به زبان عربی نوشته است. او یکی از مهمترین صوفیان تاریخ است که همه شاخههای طرائق کبروی، ذهبی، نوربخشی و کمیلی نسب به او میرسانند. بر این یادداشت که در تاریخ تصوف ایران اهمیتی بسیار یافت، نامهای متعددی گذاشته شده است؛ از جمله «الطُّرُقُ إلی الله»، «أَقرَبُ الطُّرُقِ إلی الله» و «الأُصولُ العَشَـرَة». در این یادداشت، شیخ نجمالدین حدود و ثغور آنچه را «روش گستاخان» خوانده است، بر مبنای ده رهیافتِ بینشـی ترسیم نموده. آن ده رهیافت عبارتند از: «توبه»، «زهد»، «توکل»، «قناعت»، «عزلت»، «دوام ذکر»، «توجه»، «صبر»، «مراقبه» و «رضا». ناگفته پیداست که قصد نویسنده از نگارش این یادداشت ارائۀ طرحی اجمالی از کلیّات بینش و تعالیم صوفیانه بوده است.
ادامه مطلب ...کجا میشود صوفیان را دید؟
این پرسش جواب واحد و دمدستی ندارد. میگویند تقریباً هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که یک مسلمان هم در آن زندگی نکند. به همین ترتیب میتوان احتمال داد هیچ کشوری هم وجود نداشته باشد که در آن نتوان یک صوفی یافت. با این حال طبیعتاً صوفیان را بیشتر باید در کشورهای اسلامی و یا کشورهایی که مهاجران فراوانی از کشورهای اسلامی دارند، جستوجو کرد؛ هرچند که صوفیان اروپاییتبار و آمریکاییتبار هم کم نیستند. ادامه مطلب ...