گاهی دوستانی با نهایت ادب و ملاحظه به نحوی که میکوشند مرا نرنجانند، سؤالاتی از این دست میپرسند که آیا از درویش بودنت راضی هستی؟ آیا حالا که پیر و جاافتاده شدهای تصمیمی را که در جوانی گرفتی، منطقی و معقول ارزیابی میکنی؟ آیا حالا پس از چند دهه درویشی فکر میکنی محسّنات و فواید این انتخاب برایت بیش از معایب و آسیبهایش بوده و ...؟
به نظرم سؤال این دوستان اصلاً بیادبانه و یا آمیخته با توهین و بیحرمتی و یا دخالت در امری شخصی و خصوصی نیست. پرسش دوستان معقول است: «خودت نتیجه عملی و عینی درویش بودن را در زندگی چه میبینی؟» به گمانم آنها نمیخواهند حق انتخاب و آزادی مرا منکر شوند و یا مرا ملامت کنند. آنها تنها میخواهند درباره موضوعی «بدانند». ادامه مطلب ...
مِن عَلامةِ الِاعتِمـادِ عَلى العَمَلِ نُـقصانُ الـرَجاءِ عندَ وُجُودِ الزَلَلِ.
از نشانههای اعتمادِ سالک بر اعمال [و عبادات] خود آن است که چون گرفتار لغزش شود، از امیدش [به خدا] کاسته گردد. (ابن عطاء الله اسکندری – م. 709 هـ ق)
توضیح: اعتماد بر خدا صفتِ عارفانِ موّحد است و اعتماد بر غیرِ او صفتِ جاهلانِ غافل.
ادامه مطلب ...درد است که آدمی را رهبر است. در هر کاری که هست، تا او را دردِ آن کار و هوس و عشقِ آن کار در درون نخیزد، او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد، او را میسّر نشود، خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غیره. تا مریم را دردِ زه پیدا نشد قصد آن درخت بخت نکرد که فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَی جِذْعِ النَّخْلَةِ. او را آن درد به درخت آورد و درختِ خشک میوهدار شد. تن، همچون مریم است و هر یکی عیسیی داریم. اگر ما را درد پیدا شود، عیسی ما بزاید و اگر درد نباشد، عیسی هم از آن راه نهانی که آمد باز به اصل خود پیوندد - الّا ما محروم مانیم و ازو بیبهره. (مولانا جلالالدین، فیه ما فیه.)
بسیاری از مردم در زندگی روزمره حرفهایی درباره تصوف و درویشی میشنوند و سؤالهایی ساده در این مورد به ذهن ایشان میرسد که جایی برای یافتن پاسخهایشان نمییابند. کتابهایی که درباره تصوف پیدا میکنیم اولاً معمولاً خیلی حجیم و قطور هستند و زبانی پیچیده و ادبی و قدیمی دارند و ثانیاً معمولاً با تعصب و جانبداری همراهند: یا خیلی قرص و با اطمینان از تصوف تمجید و حمایت میکنند و یا برعکس با دشمنی و مخالفت اساسی و ریشهای به بدگویی از آن میپردازند.
این نوشتهها اما میکوشند فرق داشته باشند. در آنها خبری از مسائل پیچیده فلسفی و عرفانی و تاریخی نیست. در آنها «زندهباد» و «مردهباد» پیدا نخواهید کرد. بلکه خیلی ساده، کوتاه و واقعبینانه به سؤالات ساده و پیش پا افتادهای که درباره درویشی و درویشان پرسیده میشود، پاسخ میدهند. شما هم هر پرسش و نکتهای دارید بفرمایید تا درباره آن صحبت کنیم. فقط خواهش میکنم به هیچ کس و هیچ اندیشهای بیاحترامی نکنیم. ادامه مطلب ...