میل به «تجرید»، آنگاه که خدا تو را به «اسباب» بر گماشته است، از کامبارگیِ پنهان است؛ و میل به «اسباب»، آنگاه که خدا تو را به «تجرید» بر گماشته است، فرو افتادن از همّتِ بلند است. (ابن عطاء الله اسکندری – م. 709 هـ. ق.)
توضیح:
مراد از «اسباب» در اینجا، آن چیزی است که وسیلۀ رسیدن به هدفی در دنیا باشد. «تجرید» هم عبارت از نپرداختن به چنان وسیلهای به قصد چنان هدفی است. ادامه مطلب ...
آنچه پس از این مقدمه خواهید دید، گزارش آزادیست از یادداشتی که شیخ نجمالدین کبری، که گفتهاند در حملۀ مغول به خوارزم شهید شد، در اوایل سدۀ هفتم یا اواخر سدۀ ششم هجری، به زبان عربی نوشته است. او یکی از مهمترین صوفیان تاریخ است که همه شاخههای طرائق کبروی، ذهبی، نوربخشی و کمیلی نسب به او میرسانند. بر این یادداشت که در تاریخ تصوف ایران اهمیتی بسیار یافت، نامهای متعددی گذاشته شده است؛ از جمله «الطُّرُقُ إلی الله»، «أَقرَبُ الطُّرُقِ إلی الله» و «الأُصولُ العَشَـرَة». در این یادداشت، شیخ نجمالدین حدود و ثغور آنچه را «روش گستاخان» خوانده است، بر مبنای ده رهیافتِ بینشـی ترسیم نموده. آن ده رهیافت عبارتند از: «توبه»، «زهد»، «توکل»، «قناعت»، «عزلت»، «دوام ذکر»، «توجه»، «صبر»، «مراقبه» و «رضا». ناگفته پیداست که قصد نویسنده از نگارش این یادداشت ارائۀ طرحی اجمالی از کلیّات بینش و تعالیم صوفیانه بوده است.
ادامه مطلب ...کجا میشود صوفیان را دید؟
این پرسش جواب واحد و دمدستی ندارد. میگویند تقریباً هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که یک مسلمان هم در آن زندگی نکند. به همین ترتیب میتوان احتمال داد هیچ کشوری هم وجود نداشته باشد که در آن نتوان یک صوفی یافت. با این حال طبیعتاً صوفیان را بیشتر باید در کشورهای اسلامی و یا کشورهایی که مهاجران فراوانی از کشورهای اسلامی دارند، جستوجو کرد؛ هرچند که صوفیان اروپاییتبار و آمریکاییتبار هم کم نیستند. ادامه مطلب ...
وقتی از گردشگری تصوف به عنوان یکی از شاخههای گردشگری معنوی سخن میگوییم، نباید جایگاه ممتاز کشورمان در این زمینه را فراموش کنیم. در باب پیشینۀ گردشگری معنوی، باید یاد آوری کرد که ایران از چند قرن قبل یکی از مهمترین مراکز زیارتی شیعیان دوازده امامی جهان به شمار میآمده است. علاوه بر مقبرۀ امام هشتم شیعیان، حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در شهر مشهد، دیگر زیارتگاههای شیعیان در شهرهای قم، شیراز، قزوین و ... نیز موضوع میلیونها گردشگری معنوی از سوی ایرانیان و غیر ایرانیان بوده است. ادامه مطلب ...
گفتم که دوستان مختلف هر از گاهی پرسشهایی مرتبط با تصوف از من میپرسند که برخی از این پرسشها تکرار میشوند و من اینجا سعی میکنم با زبانی ساده و روشن به آنها پاسخ دهم.
یکی از این پرسشهای تکرارشونده که البته با تغییراتی در کلمات و جملهبندی، مدام از من پرسیده میشود، این است: «آیا واقعاً پیر شما خداست؟» و یا: «آیا تو جداً اعتقاد داری که پیرت خداست؟» و یا: «من که میدانم تو به شکلی پنهانی و مخفیانه پیرت را خدا میدانی؛ حالا لطفا برایم بگو چرا؟» ادامه مطلب ...