خود را از تدبیر آسوده کن: از کارها، آنچه را دیگری برایت بر عهده گرفته است، تو خود بر عهده مگیر. (ابن عطاء الله اسکندری – م. 709 هـ. ق.)
تدبیرِ آدمی برای امور دنیوی، از آن دست که در ادامه توصیف خواهد شد، نکوهیده است؛ زیرا خداوند خود آن امور را بر عهده گرفته و در تدبیرِ آنها است. در مقابل، خداوند از آدمی خواسته است که دلِ خود را برای او خالی کند و بکوشد چنان که شایسته است، آیین بندگی و تکالیف آن را به جای آورد – همین و بس. ادامه مطلب ...
یکی دیگر از سؤالاتی که بارها از من پرسیدهاند درباره دلیل و منطق باور محکم و سرسختم به پیرم است. دیگران، خواه مخالف سفت و سخت تصوف باشند و خواه مردمی معمولی و کنجکاو، معمولاً از میزان دلبستگی و باور درویشان به جایگاه ممتاز و خاص و برتر و بیرقیب پیرشان متعجب و یا حتی عصبی میشوند. آنها میپرسند به چه منطقی این همه صفات «ترین» و آکنده از اغراق و توصیفات باورنکردنی درباره پیرتان به کار میبرید؟ آنها میگویند با چه منطق و بر چه اساس او را بزرگترین مرشد زمان و والاترین پیر همه دورانها میدانید. بعد هم سعی میکنند با لحنی آرامتر و آمیخته به همدلی، اما لبریز از شگفتی و کنجکاوی بپرسند: «آیا واقعاً خودت، راست و حسینی، این حرفهایی را که راجع به پیرتان میزنی، قبول داری؟» ادامه مطلب ...
آیا تصوف ارثی است؟
خیر. ورود به تصوف و صوفی شدن در اصل یک اقدام و اتفاق فردی است که باید با تصمیم و انتخاب هر کس صورت بگیرد. از مرحله و یا اتفاق پیوستن یک نفر به تصوف با نامهایی مثل بیعت، تشرف، جوز شکستن، سر سپردن، کمر بستن و ... یاد میکنند که چیزی شبیه یک قرارداد قلبی و اخلاقی میان فرد و پیر یا مرشدی که انتخاب کرده میباشد. ادامه مطلب ...